احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
55
كنوز الحكمة ( فارسى )
فرزند عزيز را ادب كند . مكنيد ! كه شما ضعيف بندگانايد ، طاقت عقاب و ادب ما نداريد ! من خداوندى رحيم و ارحمام . و كريم و اكرمام ؛ مبادا فراخور لئيمى تو ترا ادب كنم ، و تو طاقت آن ادب نيارى ! مادر و پدر كه فرزند بىادب را ادب نكنند ايشان ملوم باشند . و اگرچه بيزارى كنند فرزند از فرزندى بيرون نشود ؛ امّا غبارى در پيش افتد . مكنيد ! كه فردا پشيمان شويد . و تشوير خوريد . و اين كلّ دنيا خود اين نهارزد - كه ميان من و شما كار فرادنيا نساخته است - زيرا كه اگر من جمله دنيا فراگيرى دهم ، بدان هيچ منّت بر آن گبر ننهم ، زيرا كه هر دو ناچيز و دشمناند ؛ امّا مرا كه خداوندم با شما كه مؤمنانايد كار ديگر است : من شما را بر سر همه خلق جهان خداوندى دادم ، و از جمله اجناس برگزيدم ، و آزادنامه به دست شما دادم . و در كتاب خود قباله بر خود بكردم : قوله تعالى : إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ - و من اين بيع نه به سفه « 1 » كردم ، و نه بلايى افتاده است . امّا شما قدر خداوندى ما بندانيد ؛ فردا دشمنان « 2 » ما ، و آن شما بر ما و بر شما شماتت كنند . و ما نخواهيم كه كسى بر دوستان ما ، و خاصگان ، و برگزيدگان ما شماتت كند . قومى هستند از اين دوستان ما كه ما از اين دنيا چيزى اندكى بديشان دادهايم - كه ما را در اين هر چيزى حكمتى باشد - و قومى نادانان بر ايشان شماتت مىكنند كه : همچنانكه ما در دنيا آويختهايم ، شما نيز در آويختهايد ! چه فرق است ميان ما و ميان شما ؟ اغلب مردمان خود از دنيا خبر ندارند ؛ قومى گفتهاند كه : دنيا سراى اوّل است . و قومى گفتهاند : الدّنيا مزرعة الآخرة ؛ و اين قول رسول است ( ص ) . و هم او مىگويد : الدّنيا الدّراهم و الدّنانير . و اين نيز گفتهاند : ما شغلك عن اللّه فهو دنياك . و هم گفتهاند : الدّنيا زينة الهوى و نيز گفتهاند : الدّنيا حبّ الأشياء . و نيز گفتهاند : الدّنيا دونه - اى : دون اللّه ؛ يعنى : اين جهان و آن جهان . و نيز گفتهاند : الدّنيا حبّ الأشياء و حبّ الشّهوات . « 3 » و نيز گفتهاند : الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا . . . « 3 » و اين همه سخت نيكو و راست است كه اين همه قول خداى و رسول است .
--> ( 1 ) - در همه نسخهها به خطا كتابت شده به صورت : بسته . ( 2 ) - د : ندارد . ( 3 - 3 ) ) - اين ديگر از مقوله اقاويل مشايخ و يا از شمار روايات و احاديث نيست كه در توصيف « دنيا » به دنبال هم آمدهاند ، بلكه يكى از آيات شريف قرآنى است كه تمامت آن با صورت پارسى آيت در اينجا نبشته مىآيد : « المال و البنون زينة الحياة الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا و خير املا » ( آيه 44 از سوره : الكهف ) - « مال و پسران آن همه آرايش اين جهان است و كارها و سخنان نيك كه آن مؤمنان را بماند و پاداش آن او را پيش آيد ، پاداش آن به نزديك خداوند توبه و خداوند آن فردا اميدوارتر . »